ای کاش می دانستی

چقدرچشمانت راگریسته ام

وتاکجای شب

درگیسوان تو سرگردان بوده ام

من هرشب از کوچه خودبیرون میزنم

وبه دنبال یک جرعه تو

تمام میخانه های شهررامی گردم...