یوسف
دردی اگرداری وهمدردی نداری
باچاه آن رادرمیان بگذار
باچاه !
گفتنداین راپیش ازاین
اما نگفتند
گرهمرهان درچاهت افکندندورفتند
آن گاه دردت راکجافریادکن
آه.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 23:30 توسط
|
دردی اگرداری وهمدردی نداری
باچاه آن رادرمیان بگذار
باچاه !
گفتنداین راپیش ازاین
اما نگفتند
گرهمرهان درچاهت افکندندورفتند
آن گاه دردت راکجافریادکن
آه.
اولین استادشعر و آخرین سلطان عشق
هرکجانام تو درآغازوپایان شهریار
چشمان ِ تو گل ِ آفتابگردانند
به هر کجا که نگاه کنی ،
خدا آنجاست ...
من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم چون آن ها از روی عشق می رقصند و این ها از روی ترس