حکایت مجنون

به مجنون کسی گفت کای نیک پی

چه بودت که دیگرنیایی به حَی؟

مگردرسرت شورلیلی نماند

خیالت دگرگشت ومیلی نماند؟

چوبشنیدبیچاره بگریست زار

که ای خواجه دستم زدامن بدار

ادامه نوشته

شعاع خورشیدالهی برهرچیزکه بتابدتو به آن عشق می ورزی

توبرهرموجودی که عشق می ورزی

زیبایی او ازخداست.