گذرعمر
اگر باشي محبت روزگاري تازه خواهد يافت
زمين در گردشش با تو مداري تازه خواهد يافت
دل من نيز با تو بعد آن پاييز طولاني
دوباره چون گذشته بهاري تازه خواهد يافت
درخت يادگاري باز هم بالنده خواهد شد
که عشق از کنده ما روزگاري تازه خواهد يافت
دهانت جوجه هايش را پريدن گر بياموزد
کلام از لهجه تو اعتباري تازه خواهد يافت
از اينسان که من و تو از تفاهم عشق مي سازيم
از اينسان عشق ورزي هم قراري تازه خواهد يافت
من و تو عشق را گسترده تر خواهيم کرد آري
که نوع عاشقان از ما تباري تازه خواهد يافت
تو خوب مطلقي من خوبها را با تو مي سنجم
بدين سان بعد از اين خوبي عياري تازه خواهد يافت
جهان پير اين دلگير هم با تو کنار تو
به چشم خسته ام نقش و نگاري تازه خواهد يافت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 21:58 توسط
|